سفارش تبلیغ
صبا
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 60
بازدید دیروز: 690
بازدید کل: 834571
دسته بندی نوشته ها شعر گونه ‏هایم
بـی‏ خیال بابـا
دیار عاشقی ها
دل نوشتـــه ‏ها
شعــرهای دیگران
خاطـــرات
پاسخ به سوالات
فرهنگی‏ اجتماعی
اعتقـادی‏ مذهبی
سیاست و مدیریت
قــرآن و زنـدگــی
انتقــــادی
مناسبت ها
حکایــــات
زنانـه هـــا
دشمن شناسی
رمان آقای سلیمان!
همراه با کتاب
بازتاب سفرهای نهادی


اطلاع از بروز شدن

 



گزارش های خبری
گفت‌وگو با خبرگزاری فارس
بخش خبری شبکه یک
روایتی متفاوت از حضور خدا
باز هم خبرگزاری فارس
خدای مریم! کمکم کن
ارتش مهد ادب است
سوم شعبان. جهرم
خبرگزاری کتاب ایران
سوال جالب دختر دانشجو
رضا امیر خانی و آقای سلیمان
فعالیت قرآنی ارتش
خبرگزاری ایکنا
چاپ چهارم آقای سلیمان
برگزیدگان قلم زرین
گزارش: جهاد دانشگاهی
گزارش: سانجه مشهد و دادپی
مصاحبه: خبرگزاری ایسنا
مصاحبه: سبک زندگی دینی
گزارش: همایش جهاد دانشگاهی
مصاحبه: وظیفه طلاب
پیشنهاد یک بلاگر
شور حسینی ـ شهرزاد


زخمه بر دل.. ناله از جان



نقد رمان «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» این بار در قم

 به همت انجمن داستان طلاب وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی قم، روز چهارشنبه اول آبان ساعت 16 رمان «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» با شرکت جمعی از طلاب داستان نویس نقد می‌شود.

این جلسه  با حضور آقایان مهدی کفاش و مظفر سالاری برگزار می‌شود و مسئولان برگزار کننده می‌گفتند که ورود برای عموم آزاد است.

 

قم ابتدای خیابان صفائیه. نگارستان اشراق


باز هم خبرگزاری فارس

جمعه 92 خرداد 24

آنچه مردم و نویسندگان درباره « آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» گفته‌اند 

 خبرگزاری فارس ـ گروه کتاب و ادبیات: در 3 مطلب گذشته که در باره رمان متفاوت و تاثیر گذار «آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» منتشر کردیم،یک‌ بار از زبان و نگاه خودمان این کتاب را بررسی کردیم و نگاهی به آن داشتیم. بار دیگر تلاش کردیم خود این رمان راوی خودش باشد و تکه‌های جذابی این کتاب را کنار هم آوردیم و در مطلب آخر مصاحبه‌ای داشتیم با سید محمدرضا واحدی نویسنده کتاب و از نویسنده درباره کتاب پرسیدیم و راوی روایت متفاوت نویسنده بودیم.

اما در این گزارش به سراغ نظرات کسانی رفته‌ایم که این کتاب را خوانده‌اند. یک بخش از این افراد نویسنده‌ها و منتقدان سرشناس ادبی کشورمان هستند و بخش دوم هم مخاطبان واقعی این کتاب یعنی مردم. به خصوص جوان‌ترهایشان. در ادامه مروری داریم بر نظرات مختلف پیرامون این کتاب:

 

اولین رمان یک روحانی آن هم در فضای عشق ممنوع!

سید علی شجاعی مدیر انتشارات «کتاب نیستان» این کتاب را رمانی بی ادعا و پر مخاطب خوانده و درباره‌اش نوشته است:

«آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» اولین رمان یک روحانی است و سید محمدرضا واحدی هم، اولین روحانی رمان‌نویس. این موضوع وقتی عجیب‌تر می‌شود که بدانیم رمان در بستر عاشقانه‌ای آرام شکل می‌گیرد و در فضای عشقی ممنوع شاخ و برگ می‌یابد و در تقابلی دیالکتیک به اوج می‌رسد و در شکوهی اساطیری گره‌گشایی می‌کند.

رمان، قصه نغمه‌ای است که دارد ورود به حوزه عشق ممنوع را تجربه می‌کند، اما ادامه مطلب...

گفت و گو با فارس

سه شنبه 92 خرداد 21

گفت‌وگوی مشروح با سیدمحمدرضا واحدی

خبرگزاری فارس ـ مهناز سعیدحسینی: سید محمدرضا واحدی نویسنده کتاب «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» است. اما این رمان جذاب و تاثیرگذار تنها اثر تاثیرگذار و قابل توجه این روحانی دست به قلم و پرکار نیست. واحدی شاعر هم هست و علاوه بر کتاب‌هایی که در حوزه‌های تخصصی علوم دینی نوشته است، دو مجموعه شعر قابل توجه با نام‌های «چقدر فاصله» و «ادامه دلواپسی» دارد که کتاب «چقدر فاصله» برنده جایزه نهمین دوره قلم زرین هم شده است.

از همه اینها که بگذریم کتاب «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟!» اولین ورود جدی واحدی به حیطه داستان و ژانر پر مخاطبی چون رمان است و با وجود همه اینها همین کار اول نیز بسیار استادانه و حساب شده نوشته شده است و خبر از ... ادامه مطلب...

رمان «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» در دستان مقام معظم رهبری

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران امروز 14 اردیبهشت 1392

 


رونمایی از رمان آقای سلیمان

پنج شنبه 92 اردیبهشت 5

به همت برادر عزیزم حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا زائری و با میزبانی فرهنگسرای اندیشه، رمان «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» رونمایی می‌شود. در این مراسم که در آستانه‌ی نمایشگاه کتاب تهران برگزار می‌شود، محمدرضا زائری، رضا امیرخانی و جواد محقق به عنوان مهمانان ویژه حضور دارند و سید مهدی شجاعی نیز قول داده است که در صورت مساعد بودن حالش زینت بخش مجلس ما باشد.

روز دوشنبه 9 اردیبهشت ساعت 16... سالن اجتماعات فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده به پل سیدخندان، روبروی باشگاه پیام، بوستان شهید منفرد نیاکی (اندیشه)

در همین رابطه: خیرگزاری مهر

حضور شما دوستان عزیز مایه‌ی خوشحالی و افتخار است.


شک خوب..

شنبه 91 اسفند 19

دوستی ناشناس لطف کردند و پس از خواندن رمان، یادداشت زیر را در فیس‌بوک و گوگل پلاس خودشان نوشته‌اند و برای من هم ایمیل کرده‌اند... البته نامم را اشتباه نوشته بودند که من با اجازه ایشان اصلاحش کردم... با تشکر از این دوست عزیز و دوستان دیگری که پس از خواندن رمان نظرشان را می‌نویسند...

 

شک خوب!

 

«آقای سلیمان! می شود من بخوابم؟» عنوان رمانی ست از سید محمدرضا واحدی که به ماجرای پسری ارمنی و دختری مسلمان می پردازد. داستانی مانند سایر داستان های عاشقانه، از آن جهت که پسر عاشق دختر می شود و مشکلات مسلمان شدن پسر و باقی قضایا... اما این رمان فضای دیگری نسبت به سایر رمان های از جنس خود دارد و آن شک دختر در آداب، رسوم و قوانین مسلمانی و علاقه پسر به مسلمانی قبل از عاشقی است.

من نه نقد داستان بلدم و نه دوست دارم این داستان را نقد کنم. حرف من از این نوشته، گفتن درد و دل ها و شک های نغمه (دختر معشوق داستان و فرزند یک جانباز) است. شک هایی که جان را آتش می زنند. شک هایی که امثال من به واسطه بزرگ شدن در خانواده ای مسلمان و انتخاب دین اسلام به خاطر خانواده دچارش شدند. کسانی که حاضر نشده اند تحقیقی خشک و خالی راجع به دینشان انجام دهند. شاید این تحقیق ما را به یه دین دیگه می رساند!!! یا از شک هایی که وجودمون رو گرفته راحت می کرد!

برخی از ما فلسفه خیلی از اعمالی رو که انجام می دیم نمی دونیم! اگر هم سوالی برامون پیش بیاد می ریم از یه فرد عادی (یکی مثل خودمون) که فکر می کنیم دین رو به صورت کامل می دونه سوال می کنیم و آخرش سر از یه جای دیگه در می آریم.

وقتی کتاب رو تموم کردم از خودم سوال کردم شده من سوالی برام پیش بیاد و برم سراغ یه عالم که به جواب برسم؟ شده جواب اون عالم رو با عقل خودم تطبیق بدم و اگر باز شکی بود برم سراغ یکی دیگه؟ اصلاً یه سوال مهم تر ! تا حالا شده در دین خودم فکر کنم!

شاید برای برخی این تفکرات من خنده دار باشه. اما من دیدم ادمایی رو که مثل خودم هستند. آدم هایی که به فلسفه اعمالی که انجام می دن کاری ندارن. مهم اینه که نماز بخون ان، روزه بگیرن و محرم سیاه بپوشن! یه کلیاتی هم از اصول و فروع دین بدون ان براشون کفایت می کنه!

اما من دوست دارم شک های نغمه رو!!! دوست دارم برم بشینم فکر کنم به این همه سالی که از عمرم گذشته.. خودم رو گول نزنم!

دوست دارم به یقین برسم... فرقی نمی کنه این یقین رسیدن به خود خداست یا... مهم اینه چیزی رو که می پذیرم با دلم قبول کردم.

یاد قیدار رضا امیر خانی به خیر «کسی که یه بار پاش لغزیده و برگشته بهتر از کسی که تا حالا پاش نلغزیده ! چرا که ممکنه بلغزه و برنگرده!»

 

 


تهیه رمان آقای سلیمان

یکشنبه 91 بهمن 22

بعضی از دوستان از طریق تلفن یا پیامک یا از طریق همین وبلاگ سوال می‌کنند که چطور می‌توانند کتاب رمان «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» را تهیه کنند... اگر خدمتتان می‌رسیدیم که با افتخار تقدیم می‌کردیم..اما خب نیستیم که...

مرکز پخش ققنوس توزیع کتاب را به عهده دارد و حتی برای شهرستان‌ها هم می‌فرستد. کافی است با شماره 66408640 تماس بگیرید. آنها آدرس نزدیک‌ترین کتابفروشی به شما را خواهند گفت و اگر در شهرستان شما نباشد ظرف یکی دو روز برای کتابفروشی طرف قراردادشان در آن شهرستان می‌فرستند و شما با مراجعه به آن کتابفروشی تهیه می‌کنید و یا اینکه با پست سفارشی برای خودتان می‌فرستند.

اگر گرفتید و خواندید خوشحال خواهم شد نظر و احساس واقعی‌تون رو از خواندن کتاب برام میل کنید... دنبال تعریف و تمجید نیستم.. احساس واقعی‌تون رو می‌خوام حتی اگر شده در چند سطر... ممنون خواهم شد.


بالاخره آمد...

یکشنبه 91 بهمن 1

امروز خبرگزاری مهر نوشت: چشمی که ادبیات ما را به خود مشغول کرد!

نخستین رمان سید محمدرضا واحدی،  شاعر و نویسنده معاصر با عنوان «آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» از سوی نشر تارونه منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، این رمان که نخستین اثر داستانی واحدی به شمار می‌رود، ماجرای پسر و دختری است که به شدت به هم وابسته می‌شوند، اما به دلیل وجود ضلع سومی در این عشق، دچار افت و خیزهای عجیبی می‌شوند. در طول این داستان و با وجود اینکه هر سه ضلع این مثلث همدیگر را دوست دارند، اما وجود ضلع سوم که به نوعی پیدا و پنهان با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند، قهرمانان داستان را چنان دچار فراز و نشیب می‌کند که گاهی به شدت به هم نزدیک می‌شوند و گاهی به شدت از هم دور و گاهی هم از آن ضلع سوم فاصله می‌گیرند و گاهی در کنارش آرامش می‌یابند.

واحدی پیش از این درباره این رمان به خبرنگار مهر گفته بود: در این رمان ضمن استفاده از تکنیک‌ها و ایجاد گره‌های منطقی و به هم ریختن قطعات پازلی که لذت چینشش را برای مخاطب گذاشته‌ام، از مفهوم‌ستیزی و یا معناگریزی پرهیز و تلاش کرده‌ام که در این فضا نه تنها خواننده را در هزار توی داستان گرفتار نکنم، بلکه علاوه بر لذت کشف و شهود پیچیدگی‌های فرمی داستان، لذت درکی بهتر را در هزار توی زندگی امروز برایش فراهم کنم.

.

در بخشی از این رمان می‌خوانیم: داخل آسانسور، کیفش را زمین گذاشته بود و داشت چشمش را که حسابی قرمز شده بود، در آیینه نگاه می‌کرد. موقع آمدن انگار با باد پاییزی، چیزی داخل چشمش رفته بود و هر آنچه آن را می‌مالید فایده نداشت. با یک انگشت، پلک زیری را به طرف پایین کشید و با انگشت دیگرش، پلک بالایی را به طرف گوشه‌های قرمز و مویرگ‌های خونی چشمش را که دید، با خودش گفت: چشمی که همه ادبیات ما را به خودش مشغول کرده ‌است، چه‌ها که ندارد.

دانشجوی سال آخر کارشناسی زبان و ادبیات فارسی بود. پنج ترم را در تبریز گذرانده بود و حالا دو ترم می‌شد که با کلی خواهش و التماس توانسته بود، به خاطر مسافرت‌های طولانی پدر و تنهایی مادر، در دانشگاه آزاد تهران مرکزی مهمان شود. البته با مهمانی ترم آخرش موافقت نشده بود و به ناچار باید پس از این ترم به تبریز برمی‌گشت...

«آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» را نشر تارونه در 248 صفحه و قیمت 9 هزار تومان منتشر کرده است.

از واحدی در حوزه‌های مختلف ادبی کتاب‌هایی چون لب گزه، حاملان نور، بانوی ناشناخته، عاشقانه‌ها، عارفانه‌ها، روش‌شناسی صهیونیزم، سیره سیاسی امام علی (ع) و دو مجموعه شعر به نام‌های چقدر فاصله و ادامه دلواپسی منتشر شده است که مجموعه ادامه دلواپسی از میان آنها به عنوان اثر برگزیده هشتمین جشنواره قلم زرین شناخته شد


رمان

سه شنبه 91 دی 5

سلام دوستان عزیز... کم کاری های این مدت را خواهید بخشید... یادتان هست در مورد کتاب رمانم گفته بودم؟... بالاخره امروز راهی چاپخانه شد... امیدوارم به زودی آماده توزیع شود...

 


بالاخره از ششم شهریور پارسال که قلم روی کاغذ گذاشتم و نوشتم بسم الله الرحمن الرحیم... تا ششم شهریور امسال، رمان «آقای سلیمان! می‌شود من بخوابم؟» در 246 صفحه آماده شد و امیدوارم که به زودی به چاپ برسد.. خبرش را خیلی سایت‌ها از اینجا نقل کرده‌اند...

بعدا نوشت: خبرآنلاین هم یک کم مفصل تر خبر را کار کرد...


   1   2      >