سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 24
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263044
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




روز تولد و دلگیری ..؟

جمعه 26 مرداد 86

غروب جمعه ... روز ولادت امام حسین .. شب ولادت حضرت ابو فاضل
روز تولد هم اینچنین دلگیر باشی ؟
چرا نه ..؟  که پیامبر گریست وقتی قنداقه ی حسین را به دست گرفت.. و علی نیز وقتی بر دستان عباس بوسه می زد..


چه دلگیر است این غروب ..
نمی دانم چرا سر نماز مفرب .. دلم رفت..  بد جوری هم رفت
شاید باید به کربلا می رفت .. اما مظلومیت این خاندان دلم را بی اختیار برد به مدینه..  کربلا که امروز غریب نیست ... اما مدینه ..
یاد اذان های غروب های مدینه به خیر.. یاد بین الحرمین.. یاد باب علی ..  باب 36..  یاد پنجره ی هلالی بقیع که برای شیعه نشان قبر ام البنین است .. و یاد قبرهای بی چراغ بقیع .. امام سجاد..
یاد سنگ فرش هایی که رویش می ایستی برای نماز .. یاد نمازهای با شکوه  و قیام های طولانی بعد از رکوع ... حتی یاد پلیس امر به معروف عربستان که نمی گذارد راحت حال کنی ... امر و نهی هایی که مظلومیت را نشان می دهد و عقده ها را متراکم تر می کند... یاد کلمن های آب .. یاد قرآن های یک شکل .. یاد ستون های مسجد النبی که وقتی به آن تکیه می دهی بوی بهشت را حس می کنی... یاد خانه ی فاطمه ... خانه ای که حسین در آن متولد شد
نمی دانم شاید همین باعث شد بی اراده دلم به مدینه پر بکشد .. نمی دانم


آقا جان ...
بد جوری دلمان گرفته است ... خنده هایمان عمق ندارد ای وارث حسین
این عیدها هرچند مرهمی است بر دل های خسته ی شیعیان .. اما عزیز...  در روز ولادت حسین هم غم نهفته است .. این غم نهادینه شده است در دل شیعیانتان ..  تا تو نیایی و دادمان نستانی... تا تو نیایی و عقده هایمان را نگشایی، غم پایان ندارد ... باورمان کن نازنین


غروب جمعه چه دلگیر می شود بی تو
و انتظار ... نفس گیر می شود بی تو


پ ن: چه حالی به تو دست می دهد وقتی در همین آشفتگی یک  اس ام اس دریافت کنی با این متن: سلام  در بارگاه حضرت سید الشهدا به یادتان هستم و دعاگو..
و من...  چه می توانستم بنویسم غیر از اینکه: سلام عزیزم ممنونم .. سلامم را برسان و بگو دلتنگیم آقا .. جان فطرس مددی
کاش می شد قطره ای اشک را هم به پیوست کرد تا شاهدمان باشد و شفیع..