سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 72
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263092
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




با سلام به همه ی همراهان عزیز و تبریک قشنگ ترین عید اسلامی که توسط پیامبر بزرگمان افضل اعیاد امتی لقب گرفت


 


همه می دانیم که پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم دو منصب داشت که هر دو این منصب ها از ناحیه ی پروردگار متعال به او اعطا شده بود:
1- نبوت: یعنی دریافت احکام و دستورات الهی به وسیله ی وحی و ابلاغ آن به مردم.
2- ولایت و حکومت: یعنی اجرا کردن احکام الهی و دستورات دینی در میان مردم.


از آنجا که پیامبر خاتم النبیین است طبیعی است که بعد از وفات آن حضرت، منصب اول به طور کلی تعطیل می شود؛ و منصب دوم یعنی امامت و حکومت، بر اساس دستور الهی به فرد صلاحیت داری که خود رسول گرامی او را معرفی می کند، منتقل می گردد. و باز طبیعی است که این فرد باید دارای شناخت کافی از رسالت پیامبر و مسایل مختلف دینی باشد تا بتواند حکم الهی را به نحو شایسته در میان مردم جاری سازد. به خاطر همین است که تعیین امام علی در این منصب، به دستور پروردگار صورت گرفته و خود پیامبر در ابن باره جز ابلاغ پیام الهی نقشی نداشته است.


اما ملاحظه می شود که بعد از رحلت رسول اکرم و درست در زمانی که هنوز جنازه ی وی بر روی زمین است، برای انتخاب خلیفه ی وی سقیفه ی بنی ساعد تشکیل می شود. جالب است که قدرت طلبان و حکومت پرستان، هرگز مدعی امامت و پیشوایی معنوی و دینی امت نبودند؛ چون خودشان بهتر از هر کسی می دانستند که فاقد شرایط  لازم این منصب هستند؛ و به همین جهت، اصلاً با این مطلب کاری نداشتند و تنها زعامت و ریاست بر امت را می خواستند. بنابر این مقام هدایت، ارشاد و پیشوایی و نیز عصمت و علم نبی اکرم را نادیده گرفتند و قدرت ظاهری و ریاست آن جناب را مورد توجه قرار دادند و به بهانه ی پیشگیری از اختلال در نظام حکومتی اسلام، در سقیفه جمع شدند و تعیین حاکم و خلیفه را حتی از دفن رسول الله علیه الصلاه و السلام واجب تر دانستند.
به همین جهت در آن جا هیچ صحبتی از علم و دانش، تقوی، عصمت، قرآن شناسی و کمالات معنوی نبود. هرکس مزیتی را برای خود یا فرد مورد نظرش را بیان می کرد. مثلاً اینکه ما مهاجر هستیم و همشهری پیامبر؛ ما انصار هستیم و یاور پیامبر؛ ما در غار ثور با آن حضرت بودیم و در موقع بیماری وی پپش نمازی مردم با ما بود و.....


آقای ابراهیم امینی در کتاب بررسی مسائل کلی امامت می گوید: تا آنجا که نگارنده تتبع کرده به موردی برنخورده است که یکی از آنان گفته با شد: من چون با احکام دین و قوانین شریعت آشنا ترم و در بیان و اجرای قوانین الهی اشتباه نمی کنم یا دارای کمالات و فضائل ذاتی هستم برای خلافت وحکومت اسلامی سزاوازترم. (ص 65 )


عمر در سقیفه ی بنی ساعده گفت : من ینازعنا سلطان محمد (ص) و میراثه و نحن اولیاؤه و عشیرته الا مدل بباطل او متجانف لاثم او متورط فی هلکه؟
یعنی: جز کسی که جرأت ادعای باطل کند یا مرتکب گناه گردد و یا جانش را در معرض هلاکت قرار دهد، چه کسی می تواند در حکومت محمد و میراث او با ما نزاع کند، در حالی که ما خویشان او هستیم؟ (الامامه و السیاسه ج 1 ص 8)


مرحوم علامه ی امینی نیز  از علی بن رباح الخمی نقل می کند که عمربن الخطاب روزی در میان مردم به خطابه ایستاد و گفت: هرکس از معارف قرآن سوالی دارد به ابی بن کعب مراجعه کند و اگر می خواهد از حلال و حرام الهی بپرسد نزد معاذ بن جبل برود. اگر در مورد فرائض و واجبات سوال دارد به زید بن ثابت رجوع کند؛  ولی اگر کسی مال می خواهد به من مراجعه کند زیرا من خزانه دار بیت المال هستم. (الغدیر ج6 ص 191)


با صرف نظر از واقعه ی غدیر خم و معرفی صریح علی بن ابی طالب علیه السلام توسط رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، سوالی که می توان مطرح کرد این است که آیا چنین کسی سزاوار جانشینی پیامبر، امامت و امارت بر مومنین در مسائل شرعی و دینی هست؟ آیا چنین فردی می تواند عهده دار مقام خلافت باشد یا کسی که همواره خود را در معرض سخت ترین وپیچیده ترین مسائل علمی وشرعی قرار می داد؟ کسی که می فرمود: سلونی قبل ان تفقدونی. یعنی: قبل از اینکه من را از دست بدهید هرچه می خواهید بپرسید که من به راه های آسمان آشناتر از راه های زمین هستم و می توانم بین یهود و نصاری بر اساس تورات و انجیل قضاوت کنم.