سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 86
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263106
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




آن شب..

پنج شنبه 14 خرداد 88

آن‌شب تا ساعت یک نیمه شب بیرون بودیم و نگران حال او.. با اینکه نمی‌توانستیم او را ببینیم و راه به جایی هم نمی‌بردیم.. با اینکه کاری از دستمان برنمی‌آمد اما همه بیرون بودیم و پای رفتن به خانه نداشتیم.. انگار فکر می‌کردیم اگر به خانه برویم اتفاقی که نباید بیفتد می‌افتد.. شاید هم می‌دانستیم که آن اتفاق بد دارد می‏افتد اما می‌خواستیم درآن موقع جانکاه کنار هم باشیم.. تنها این نگاه‌های یخ زده و بی‌روحمان بود که در یکدیگر زل زده بود و سکوت مطلقمان را معنی می‌کرد..


نفهیمدم کی از خستگی چشمم بسته شده بود.. با زنگ تلفن خواب خرگوشی‏ام پاره شد.. حدود چهار و نیم صبح بود.. گوشی را برداشتم.. نه سلامی و نه علیکی.. فقط زار زار گریه می‌کرد مثل ابر بهار.. سروان پیراسته بود که از شدت گریه  نمی‌توانست حرف بزند.. البته لازم هم نبود حرف بزند چون من هم مثل او زدم زیر گریه..


صبح ملت هم آن‌روز با گریه‌ی ‌حیاتی در خبر صبحگاهی آغاز شد که ‌گفت: روح بلند امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست..


پ ن: دوستان در زمینه‏ی پست قبلی هم کمک کنند لطفا..