سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 117
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263137
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




امروز.. عرفه

پنج شنبه 5 آذر 88

ما خودمان کم سوخته‌ایم که این سیمای حمهوری اسلامی هم هی ما را بیشتر می‌سوزاند؟ امروز تلویزیون دارد از صبح مراسم حج را نشان می‌دهد.. تصاویر مراسم تعویض پرده‌ی کعبه.. تصویر حاجیان که مُحرم شده بودند تا مَحرم بشوند و لبیک گویان اذن دخول می‌طلبیدند نمک زخممان را بیشتر می‌کرد..
امروز در عربستان عرفه بود.. بعد از ظهر امروز با دیدن تصاویر زنده‌ی تلویزیونی که حاجیان به سمت دنیای معرفت و پاکی، یعنی صحرای عرفات می‌رفتند، دلم لرزید..
یاد امشب که یک دنیا گناه و ناپاکی در عرفات جا می‌ماند و انبوهی از مردم، آمرزیده شده و پاک پاک ـ مانند روزی که از مادر متولد شده‌اند ـ از عرفات به مشعر کوچ می‌کنند، حال و هوایم را عوض کرد..
با دیدن تصویر جبل‌الرحمه در مرکز عرفات، به حال خوش آنان که در سمت چپ آن، رو به قبله دعای عرفه می‌خوانند غبطه خوردم و بر کم توفیقی خودم حسرت..
پسرم می‌گفت اینجا که صحرا نیست؛ با این همه درخت و گیاه.. می‌خواستم بگویم اگر آن اشک‌های عاشقانه که زمین آنجا را سیراب می‌کند بر کویر لوت هم می‌ریخت بهشت می‌شد.. اما چیزی نگفتم و فقط سوختم و سوختم..


 


                       عکس را از اینترنت گرفتم


پ ن: برای جبران ذره‌ای از این بی‌قراری ـ هرچند قابل جبران نیست ـ تصمیم گرفتم دعای پرمغز و ارزشمند عرفه را به همان شیوه‌ای که در ماه مبارک رمضان، دعاهای افتتاح و ابوحمزه‌ی ثمالی را ترجمه کردم، ترجمه کنم و برای خوانندگان عزیز، روی وبلاگ بگذارم. خدا کند که امشب بتوانم تمامش کنم..


 


اگر یادتان بود و باران گرفت..