سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 118
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263138
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




شب عاشورا

سه شنبه 10 بهمن 85

شب عاشورا جای گشتن تو وبلاگ ها نیست و همینطور وقت نوشتن ... اما باور کنید دلم از دست بعضی از این هیئت ها گرفته... از برنامه هاشان از مراسمشان از مزاحمت هاشان و ...
من پارسال یک مطلب در باره ی عزاداری های امروزی نوشتم که در نوشته های گذشته (همین سمت چپ ) می توانید لینکش را ببینید... دیگر قصد تکرار ندارم
امشب ساعت 10:10 از شهید قدوسی وارد سبلان و با ترافیک عجیبی روبرو شدیم .. ترافیک ناشی از جضور دستجات عزاداری که بی تفاوت عرض خیابان را گرفته بودند و بدون اینکه حرکت کنند و بدون اینکه به ترافیک و مشکلات مردم توجه کنند کار خودشان را می کردند...
مسیری که می توان در شرایط عادی ده دقیقه ای آن را پیمود با اجازه ی شما دو ساعت طول کشید .. چون وقتی از سبلان وارد تهران نو شدیم ساعت دقیقا 12:07 بود
بعضی از دسته ها علمی که می کشیدند تمام عرض خیابان را گرفته بود طوری که هر ماشینی که می خواست از کنارش رد شود باید علم را می چرخاندند تا عبور میسر بشود. آنوقت چند نفر عزادار داشت ؟ حد اکثر صد نفر
یک دسته ی دیگر که مداحش گاهی عربی می خواند... آن هم چه عربی غلط و غلوطی .. یکی نبود بگوید خب برای چه.. ؟ این ها را که نه خودت می فهمی و نه مردم .. برای چه می خوانی؟
یک دسته ی دیگر که فقط با موزیک زنجیر می زدند و حتما حال می کردند...
مداح دسته ی دیگری که از زبان امام خطاب به برادرش عباس می گفت: ای میرو سالار من .. ای پشت و پناهم آقا تنها نگذارم آقا و ...
دسته های دیگری هم که هر کدام با سی چهل نفر تمام عرض خیابان را گرفته بودند .. آن هم نه با حرکتی عادی و معمولی .. که یا ایستاده بودند و یا آنقدر به کندی را می رفتند که ماشین ها خاموش کرده بودند..


یکی نیست به ارباب این هیئت ها و سردمداران این دستجات بگوید اگر برای امام حسین انجام می دهید باور کنید که آن حضرت راضی نیست و اگر دلیل دیگری دارد ... نمی دانم


آیا فکر نمی کنید که در ترافیک پشت سرتان بیماری .. گرفتاری ... زن بارداری و ... باشد؟