سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 147
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263167
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




با یک غزل..

دوشنبه 24 خرداد 89

سلام دوستان عزیز و همراه.. دوست داشتم یه کمی _ حد اقل به اندازه‌ی همین یه‌ پست _ از وادی حرف‌های تکراری و خسته کننده بیرون بیاییم.. جایی دیدم که این آخرین سروده‌ی غزل‌سرای جوان و معاصر کشورمان، فاضل نظری است.. کار بسیار فوق العاده‌ای است و در هر بیتش اتفاقی افتاده که اوج نگاه و زبان شاعرانه‌ی او را نمایش می‌دهد.. البته منهای بیت ششم که اصلا آن را نمی‌پسندم.. به یکی از دوستان نزدیکش گفتم گفت:‌مطمئن باش فاضل خودش هم تفاوت این بیت با سایر ابیات را می‌داند و بی شک هنگام انتشار مجموعه‌ی شعرش، آن را حذف می‌کند.. از کجا با این اطمینان می‌گفت نمی‌دانم..


فواره ‌وار سر به‌هوایی و سر به‌زیر
چون تلخی شراب دل‌آزار و دل‌پذیر

شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
یعنی دلم به دیدن تو تشنه است و سیر

تو ماهی و من آب! چه دنیای کوچکی‌ست
من در حصار تُنگ و تو در مُشت من اسیر

هر بار وقت دیدن تو پلک بسته‌ام
ای ردّ پای گم‌شده‌ی باد در کویر

ای مرگ می‌رسی به من اما چقدر زود
ای عشق می‌رسی به من اما چقدر دیر

مرداب زندگی همه را غرق می‌کند
ای عشق همتی کن و دست مرا بگیر

چشم‌انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر