سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
لبگزه
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 157
بازدید دیروز: 106
بازدید کل: 263177
نوشته های من شعر گونه ‏هایم [21]
بـی‏ خیال بابـا [15]
عاشقانه ‏ها [14]
عارفـانـه ‏ها [17]
دل نوشتـــه ‏ها [51]
شعــرهای دیگران [8]
خاطـــرات [41]
پاسخ به سوالات [27]
فرهنگی‏ اجتماعی [22]
اعتقـادی‏ مذهبی [26]
سیاست و مدیریت [29]
صدا و سیما..؟ [7]
قــرآن و زنـدگــی [17]
شور و شعور شیعی [8]
انتقــــادی [16]
مناسبت ها [33]
حکایــــات [19]
زنانـه هـــا [8]
جوانـــــان [9]
فرهنگی سیاسی
دشمن شناسی [17]
فرهنگی ادبی [12]


اطلاع از بروز شدن

 



میهمانان من
بر و بچه های ارزشی
وبلاگ خبری
نجوای شبانه
● بندیر ●
آخرالزمان و منتظران
زن بودن ممنوع
گاهِ رهایی
طره آشفتگی
صاعقه
روان شناسی
مُهر بر لب زده
ESPERANCE
عاطفی اکبریان
مذهب عشق
همفکری
این راه بی نهایت
خط بارون
یه عالمه حرف نگفته
امید زهرا
تنهاترین تنها
صفحه‏ی بیست و یکم
نجوای مجنون
دنیای واقعی
فوتوبلاگ وصال
گنبد افلاک
اردشیـر
نرگسی
شوق پرواز
حریــم دل
ازتو تابی نهایت
شبنم سحرگاهی
رعنـــا
سـلالــه
لبگزه ی قبلی
مجاهد مجازی
بوی حوی مولیان
تنهایی‏های طوبی
به‏سوی ملکوت
سر سودا
تا ریشه هست..
معجزه ی انسان
قدرت شیطان
نقطه ای برای فردا


زخمه بر دل.. ناله از جان




میروم...

چهارشنبه 23 تیر 89

مدتی به خاطر بیماری سخت پدر بزرگوارم نبودم.. با تشکر از دوستانی که نگران بودند و از حالشان می‌پرسیدند و دعا می‌کردند..  به لطف خدا و دعای شما عزیزان، حال‌شان خیلی بهتر است و دوران نقاهت را می‌گذرانند.. البته هنوز هم نیازمند دعاهای خیرتان هستیم..
با همه‌ی بچه‌ها شب مبعث را غمگینانه جشن گرفتیم و به دعا نشستیم.. اما شام مبعث شاد شدیم وقتی پدرمان احمد را به برکت پدر مهربان امت احمد بزرگ، بیرون از
ICU ملاقات کردیم..


آیه الله سید احمد واحدی

پدرم! مظهر شکوه و صلابت و ایستادگی من! سخت است تو را نیازمند یاری دیگران حتی خودم ببینم.. دوست دارم همیشه  ما دست یاری و نیاز به سوی تو دراز ‌کنیم..  سایه‌ات همیشگی باد بر سرمان که اگر عزتی هست و اعتباری.. اگر توفیقی هست و آبرویی.. همه از نگاه مهربانانه‌ی توست و دعاهای نیمه شبت.. باش بر سرمان باش پدر..


***


یکشنبه می‌روم.. اگر خدایتان بخواهد و مانعی نباشد می‌روم.. می‌روم تا سجاده‌ی دل را در سبزه‌زار عنایات نبوی پهن کنم.. می روم تا دست‌های نیاز وچشم‌های امید شما عزیزان همیشه همراهم را به پنجره‌های حریم فاطمی گره بزنم.. می‌روم تا اشک شما را برکویر غربت علوی نثار کنم.. می‌روم تا با هر نفسم دل‌های شما را فرش زائران حریم الهی کنم..