سفارش تبلیغ
صبا
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 25
بازدید دیروز: 185
بازدید کل: 867019
دسته بندی نوشته ها شعر گونه ‏هایم
بـی‏ خیال بابـا
دیار عاشقی ها
دل نوشتـــه ‏ها
شعــرهای دیگران
خاطـــرات
پاسخ به سوالات
فرهنگی‏ اجتماعی
اعتقـادی‏ مذهبی
سیاست و مدیریت
قــرآن و زنـدگــی
انتقــــادی
مناسبت ها
حکایــــات
زنانـه هـــا
دشمن شناسی
رمان آقای سلیمان!
همراه با کتاب
بازتاب سفرهای نهادی


اطلاع از بروز شدن

 



گزارش های خبری
گفت‌وگو با خبرگزاری فارس
بخش خبری شبکه یک
روایتی متفاوت از حضور خدا
باز هم خبرگزاری فارس
خدای مریم! کمکم کن
ارتش مهد ادب است
سوم شعبان. جهرم
خبرگزاری کتاب ایران
سوال جالب دختر دانشجو
رضا امیر خانی و آقای سلیمان
فعالیت قرآنی ارتش
خبرگزاری ایکنا
چاپ چهارم آقای سلیمان
برگزیدگان قلم زرین
گزارش: جهاد دانشگاهی
گزارش: سانجه مشهد و دادپی
مصاحبه: خبرگزاری ایسنا
مصاحبه: سبک زندگی دینی
گزارش: همایش جهاد دانشگاهی
مصاحبه: وظیفه طلاب
پیشنهاد یک بلاگر
شور حسینی ـ شهرزاد


زخمه بر دل.. ناله از جان



این روزها و در توصیف زمامداران امور اجرایی کشور، زیاد از اصطلاح ژنرال و سرباز یا ژنرال و گروهبان می‌شنویم. این تعابیر در واقع، به معنی حرمت یکی و جسارت به دیگری نیست که از منظر اسلامی و انسانی همه یکسانند و نزد خدای متعال جز به تقوی تفاوتی ندارند. این تمثیل برای آن است که بگویند هرچند سرباز هم در پیشبرد جنگ نقش اساسی دارد، اما قطعاً نمی‌تواند کلیت جنگ را اداره کند و نمی‌توان فرماندهی جنگ را به دست سربازی سپرد که آشنایی‌اش با ابزار جنگی تنها همان اسلحه‌ی انفرادی است که در دست دارد و محیط جنگ را تنها در محدوده‌ی دید خود تجزیه و تحلیل می‌کند و تنها به صدای فرمانده‌اش گامی به جلو برمی‌دارد یا گامی پس می‌کشد و در نتیجه قدرت تصمیم‌گیری و خطرپذیری از او سلب می‌شود.

از این‌رو نباید کارهای بزرگ را به کسانی سپرد که در حد و اندازه‌ی مسئولیتشان نیستند و کوچک‌تر فکر می‌کنند و البته انتظاری هم از آنان نیست که بزرگ فکر کنند. تردیدی نیست که برای اداره‌ی کشور باید بر دولتی قدرتمند تکیه کرد و از ژنرال‌های با تجریه و موفق استفاده برد؛ چه در حدیث است که یک علتِ زوال امت‌ها سپردن کارهای بزرگ به دست انسان‌های کوچک است. متاسفانه آفتی که در مدیریت کشور چه در سطوح میانی و چه در سطوح کلان بسیار مشاهده می‌شود همین است که بعضی از مدیران ترجیح می‌دهند به جای استفاده از ژنرال‌ها از سربازانی استفاده کنند که فقط گوش به فرمان باشند تا حرفی روی حرفشان که نه، بلکه حتی کنار حرفشان هم حرف دیگری نباشد. و چنین است که آدم‌های کوچک بر مناصب بزرگ تکیه می‌زنند و می‌شود آنچه همه می‌دانیم و دیده‌ایم.  

با بیان این مقدمه باید گفت که انتشار اسامی همکاران احتمالی رییس جمهور منتخب جناب آقای دکتر روحانی در دولت یازدهم، تنها در حد گمانه‌زنی و گفت‌و‌گوهای محفلی است. به نظر می‌رسد که این گمانه‌زنی‌ها و انتشار اسامی که گاهی شکل هجمه‌ی رسانه‌ای به خود می‌گیرد، دلایل مختلفی دارد که فعلاً از بیان آن می‌گذریم. خوشبینانه‌ترین حالت این است که دوستان می‌خواهند مدیران مطرح عرصه‌های مختلف را مطرح کنند و مورد توجه آقای رییس جمهوری قرار دهند.

هرچند مدیرانی که نامشان در این گمانه‌زنی‌ها وجود دارد نوعاً و غالباً از ژنرال‌های امتحان پس‌داده‌ی دولت‌های گذشته هستند، اما باید گفت که خوشبختانه ژنرال‌های کشور اینقدر محدود و انگشت‌شمار نیستند که لازم باشد به گذشته‌ها برگردیم و زمام امور اجرایی کشور را به مدیرانی بسپاریم که که در یکی دو دهه‌ی گذشته، همان مسئولیت‌ها را داشته‌اند. شاید هم بسیار موفق بوده‌اند، اما دلیلی ندارد که ژنرال‌های کارکشته و موفق را منحصر به این عده بدانیم و برای هرکاری و سپردن هر پستی در درون این دایره به جستجو بنشینیم.

با درایت و اعتدالی که در وجود جناب آقای دکتر روحانی سراغ و انتظار داریم به نظر می‌رسد که ایشان نه اسیر جوسازی‌های رسانه‌ای خواهند شد و نه گرفتار سهم‌خواهی خواص. و بدون تردید همکارانشان را علاوه بر نگاهی که به این دایره‌ی بسته دارند، در میان ژنرال‌های جوان‌تر و کارآمد خارجِ آن جستجو خواهند کرد. ژنرال‌هایی که همین بسته بودن دایره، تا کنون به آنان مجال عرض اندام نداده است. البته کسی مخالف نیست و به حکم عقل و تدبیر باید از قدیمی‌های با تجربه در حوزه‌ی مشاوره  بهره جست. آقای روحانی می‌توانند شگفتی بیافرینند، اما نه به سبک دولت‌هایی که برای شگفتی‌سازی و به قولی سورپرایز کردن ملت و به نیت مردمی‌بودن دولتشان، سربازانی را جای سرداران نشاندند. به نظر می‌رسد نه این خوب است و نه آنکه تنها یک طبقه‌ی خاص و افراد معدودی را مناسب سپردن کارهای کلیدی بدانیم و هرچه سبد اسامی را به هم بزنیم باز هم نام آنها از سبد در بیاید.