سفارش تبلیغ
صبا
لوگوی سایت
http://labgazeh.persiangig
.com/image/13lab.jpg

نقل مطلب از این وبلاگ با ذکر منبع موجب سپاسگزاری است .
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 657
بازدید کل: 967392
دسته بندی نوشته ها شعر گونه ‏هایم
بـی‏ خیال بابـا
دیار عاشقی ها
دل نوشتـــه ‏ها
شعــرهای دیگران
خاطـــرات
پاسخ به سوالات
فرهنگی‏ اجتماعی
اعتقـادی‏ مذهبی
سیاست و مدیریت
قــرآن و زنـدگــی
انتقــــادی
مناسبت ها
حکایــــات
زنانـه هـــا
دشمن شناسی
رمان آقای سلیمان!
همراه با کتاب
بازتاب سفرهای نهادی


اطلاع از بروز شدن

 



گزارش های خبری
گفت‌وگو با خبرگزاری فارس
بخش خبری شبکه یک
روایتی متفاوت از حضور خدا
باز هم خبرگزاری فارس
خدای مریم! کمکم کن
ارتش مهد ادب است
سوم شعبان. جهرم
خبرگزاری کتاب ایران
سوال جالب دختر دانشجو
رضا امیر خانی و آقای سلیمان
فعالیت قرآنی ارتش
خبرگزاری ایکنا
چاپ چهارم آقای سلیمان
برگزیدگان قلم زرین
گزارش: جهاد دانشگاهی
گزارش: سانجه مشهد و دادپی
مصاحبه: خبرگزاری ایسنا
مصاحبه: سبک زندگی دینی
گزارش: همایش جهاد دانشگاهی
مصاحبه: وظیفه طلاب
پیشنهاد یک بلاگر
شور حسینی ـ شهرزاد


زخمه بر دل.. ناله از جان



دور جدید هماندیشی

شنبه 97 آبان 19

سلام بر دوستان

بعد از سه سال و نیم توفیقی شد دوباره وبلاگ نویسی کنیم.. معتقدم که علیرغم تمام جذابیت‌های گروه‌های اجتماعی موبایلی و سهولت دسترسی‌ها در آن، موبایل نت هرگز نمی‌تواند جای وبلاگ را بگیرد و آدم را سطحی بار می‌آورد... بگذریم

 

امروز در جلسه‌ی پنجم دور جدید هم‌اندیشی جوانان که نامه‌ی امام علی به امام حسن مجتبی علیهما السلام مورد بحث است،‌ بحث به جای خوبی کشیده شد و این البته از محاسن جلسات هم اندیشی است که طرح درس و قالب خاصی ندارد و اعضای جلسه با توجه به نیازشان همفکری می‌کنند.

البته این بحثی است که همیشه و در همه جا به خصوص در میان جوانان با آن روبه‌رو هستیم.. اینکه چطور می‌توانیم بچه‌هایی را که خیلی مقید به احکام نیستند، با ذکر فلسفه‌ی احکام آنها را ملتزم کرد؟

جور دیگری هم می‌شود سوال را مطرح کرد: مگر نه اینکه اسلام دین تعقل و تفکر است؛ خب ما باید دلیل احکام را بدانیم. چرا گوشت خوک حرام شده؟ چرا شراب حتی در حد کمش که مست کننده نیست هم حرام است؟ چرا باید حجاب را رعایت کرد؟ چرا باید در گرمای تابستان هم روزه گرفت؟ چرا باید وضو را با این آداب گرفت؟ چرا باید غسل را به این شکل انجام داد؟ اگر منظور خدا از وضو و غسل، طهارت و تمیزی است، خب نمی‌توانیم ساده و  به شکل دلخواه خودمان شستشو کنیم؟ و هزاران چرای دیگر که از حوصله بحث خارج است...

 

باید عرض کنم که متاسفانه بسیاری از ما مسلمانی را اعلام کرده ایم اما تهِ دلمان مسلمان نیست. یعنی اسلام را با تمام آنچه هست و نیست نپذیرفته ایم و اگر هم چیزی را قبول داریم دنبال این هستیم که یک نوعی برایش دلیل بیاوریم تا ته دلمان راضی شود. یعنی می خواهیم احکام اسلامی را عقلی بپذیریم و راضی بشویم در حالی که جایگاه عقل در اصول اسلامی است نه در احکام و فروع. و اتفاقا بسایری از آنهایی که با اسلام مشکل دارند سعی می کنند از همین روزنه نفوذ کنند و اعتقادات مسلمان ها را نسبت به دین دچار تزلزل کنند.

 

بگذارید با یک مثال خیلی ابتدائی بحث را دنبال کنیم: وقتی یکی بیماری قلب دارد دنبال دکتری می گردد که از نظر تخصصی بهترین و آماده ترین باشد. اینجا سعی می کند با تمام برسی های عقلی و پرس و جوهای لازم چنین دکتری پیدا کند. و وقتی چنین متخصصی پیدا کرد و از انتخابش مطمئن شد دیگر هرچی او بگوید باید انجام بدهد. نمی تواند در مقابل نظر دکتر اظهار نظر کند و از خودش اجتهاد کند و مثلا وقتی دکتر می گوید این داروها را با این کیفیت بخود بگوید حالا من دوست دارم اینطوری بخورم و ... این دقیقا مانند بحث اصول و فروع است!

شما تا اسلام را نپذیرفتید که هیچ، اما وقتی به کمک عقل به توحید و نبوت و ... رسیدید و اسلام را انتخاب کردید و شنیدید که باید نماز صبح را دو رکعت بخوانید دیگر نمی توانید و نباید بپرسید چرا دو رکعت؟ نمی توانید بگویید من دوست دارم سه رکعت بخوانم!!! اینجا دیگر جای دل و عقل نیست؛ اینجا فقط تسلیم مورد رضای خداوند است و مهمترین ابزار سنجش ایمان همین تسلیم بودن در برابر احکام الهی و دستورات خداست.

خداوند در قرآن به پیامبر می گوید: اعراب به تو می گویند ایمان آورده ایم. به آنها بگو شما ایمان نیاورده اید و هرگز ایمان در دل های شما جای نگرفته است اما می توانید بگویید تسلیم شده ایم!

ایمان یعنی وقتی خدا می گوید این کار را انجام دهید باید چشم بسته آن را انجام داد؛ زیرا خداوند هیچ حکمی را به ضرر آدمی وضع نمی‌کند. مشکل اینجاست که بشر تکنولوژی زده و سرمست از پیشرفت‌های علمی، دنبال این است که فلسفه ی احکام را بداند و آنها را با عقل و علم خود بسنجد...

مشکل این است که تا بحث احکام پیش می آید بسیاری از ما بچه مسلمان ها نیز می خواهیم آن را با حرف های فلان فیلسوف غربی! یا فلان دانشمند تطبیق دهیم تا به داشته های خودمان راضی شویم در حالی که ما باید آن ها و گفته های آنان را با دین اسلام تطبیق دهیم تا میزان صحت و سقم باورهایشان را ارزیابی کنیم.

ما اگر بخواهیم احکام دینی مان را با عقل بسنجیم خیلی وقت ها خواسته یا ناخواسته دچار قیاس می شویم و اول مشکل همین جاست؛ زیرا دین با قیاس مشکل اساسی دارد. قیاس کار سنی هاست و ما در شیعه با قیاس به شدت مخالفیم.

اجازه می خواهم مقداری توضیح بدهم: ما دو نوع احکام داریم؛ احکام منصوص العله و احکام مسنتبط العله. احکام منصوص العله احکامی هستد که خود شارع علت آن حکم را بیان می کند. مثلا می گوید: «الخمر حرام لانه مسکر» یعنی شراب حرام است چون سکر آور است.

در این موارد که خود شارع دلیل حکم را بیان می کند می توان همان حکم را بر هر چیزی که دارای همان آثار است بار کرد. مثلا وقتی دلیل حرمت شراب مست کنندگی آن است در نتیجه هر چیزی که از نظر فرمول شیمیایی هم شراب نباشد اما مست کننده باشد حرام می شود. مثلا شاید شامپاین امروزی مشابهتی با شراب دیروز نداشته باشد اما همین که مست کننده باشد حرام می شود و همینطور است حتی چیزهایی مثل حشیش و قرص های ایکس و ایکستازی و ..

اما نوع دوم احکام مستنبط العله هستند. یعنی حکم توسط شارع بیان می شود اما هیچ اشاره ای به دلیل این حکم نمی شود.. هرچند شاید ما بتوانیم دلیلی برای آن استباط کنیم اما این فقط یک برداشت است و تنها در حد یک احتمال می تواند مطرح شود و نمی تواند به طور قطع آن را دلیل حکم دانست. زیرا یک دلیل مرکب از حکمت های مختلف است که مجموعه ی حکمت ها می تواند دلیل یک حکم باشد. شاید آن احتمالی که داده ایم یکی از حکمت های آن حکم باشد و نمی توان آن را دلیل کامل دانست. یک مثال می زنم. مثلا گوشت خوک در اسلام حرام شده و هیچ دلیلی برای تحریم آن بیان نشده است. شاید امروز ما در دوره ی پیشرفت علم و تکنولوژی به این برسیم که در گوشت خوک میکروبی وجود دارد که به راحتی و حتی در دمای حرارت خیلی بالا هم از بین نمی رود. خب اینجا دو تا سوال مطرح می شود؛ اول اینکه اگر ما توانستیم آن میکروب را به نووعی از بین ببریم آیا گوشت خوک حلال می شود؟ و دوم اینکه اگر این میکروب در گوشت گوسفند هم پیدا شد آیا گوشت گوسفند هم حرام می شود؟

پاسخ هر دو سوال منفی است. زیرا ما دلیل تحریم گوشت خوک را نمی دانیم و این چیزی که ما خیال کردیم دلیل است تنها یک احتمال و یک استنباط است که می تواند درست نباشد و حکمت های دیگری داشته باشد که ما به آن نرسیده ایم.

امام صادق (ع) به ابوحنیفه فرمود: دین را نمی توان با قیاس به دست آورد؛ زیرا اگر دین مورد قیاس قرار گیرد از بین می رود. و اولین کسی که قیاس کرد شیطان بود که گفت من از آتش آفریده شدم و انسان از خاک! و چگونه آتش که بر خاک فضیلت دارد بر آن سجده کند؟

حالا اینکه ما دنبال دلایل عقلی برای احکام اسلامی هستیم خیلی با روح دین و تسلیم بودن در برابر خدا سازگاری ندارد. البته اگر بخواهیم برای استدلال کردن در مقابل غریبه ها از این دلایل استفاده کنیم اشکالی ندارد اما اگر برای مطابقت عقل و شرع باشد درست نیست. چون در احکام دینی گفتیم که نمی توانیم عقلانی برخورد کنیم و باید تبعیت کنیم.

جواب سوال اول را اینجا باید داد: کسی که هنوز تسلیم فرمان خدا نشده و مسلمان دلی نیست و دنبال فلسفه احکام است، غالب احکام دینی برایش قانع کننده نیست و لذا همیشه هشتش گرو نهش است و نمی‌توان با استناد به فلسفه و دلایل احکام او را مطیع فرمان الهی کرد... دین‌ یک اردوگاه است که باید با چشم باز و با تعقل واردش شد. اما وقتی وارد شدی، دیگر جای چون و چرا نیست و جای عبودیت و اطاعت از خدای عالم حکیم عادل و... است.

در این باره اگر لازم بود باز هم می‌نویسم... شما هم نظری دارید استفاده می‌کنیم.